تبلیغات
شرکت زیارتی آستان خوبان توس - امیر عشق

امیر عشق

 

امیرعشق حضرت علی (ع)


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQVPrybTiIGODxpLn_XgtVgJ1DBKfcakA4HA-jsA4ED3JtkrYkiig

صدای ناله می آید زمحراب

علی درخون خود افتاده بیتاب

سخن بس کن که حیدر در نمازاست

امیر عشق در راز و نیاز است

درآغاز نماز آن مرد برتر

به نرمی بانگ ا... اکبر

به مسجد پخش شد عطر نمازش

جهان لرزید از راز و نیازش

 

صدا زد قل هوا... احد را

ستایش کرد ا... صمد را

به آهنگ رکو ع خویش خم شد

ندای دلنشین زیر و بم شد

سپس شیر خدا آن سرو آزاد

زشوق حق به خاک سجده افتاد

سحر بود و علی بود و خدا بود

چنان در سجده کز عالم جدا بود

چه گویم درنخستین سجده چون شد

گل روی ولایت غرق خون شد

نخستین سجده بود و وا پسین بود

نماز عشق را پایان چنین بود

درید آن تیره دل فرق ولی را

درآورد از جگر بانگ علی را

کلام دل نوازش را گسستند

به شمشیری نمازش را شکستند

درخت عدل را از ریشه کندند

عدالت را به ظلم از پا فکندند

از آن زخمی که اورا برسر افتاد

قد مردانگی از پا درافتاد

شگفتا عشق را در خون کشاندند

دو چشم کعبه را در خون نشاندند

چنان آهی در آورد از دل تنگ

که از آهش پریشا ن شد دل تنگ

ولی اه علی هم خود نماز است

نفس های علی راز و نیاز است

چه گویم آن زمان چون شد که پیداست

خروش وا علی از کوفه افتاد

چنین میگفت آن شیر خروشان

شدم آهسته از این دین فروشان

زبی دینان سیه شد روزگارم

مرا کشتند اما رستگارم

بسی برمن از ایشان نا روا رفت

وز این مردم به چشمم خار ا رفت

زتلخی صبح و شامم آن چنان بود

که گویی در گلویم استخوان بود

خداوندا علی از عمر سیرست

مرا هرلحظه مردن دلپذیرست

حبیبا آرزو مندم به مردن

زمحنت عاشقم برجان سپردن

اشارت ازتو می باید سرازمن

نباشد مرگ را عاشق ترازمن

علی نالید و از آن زخم داد

به جانان بهتر از جان کی توان داد

مرا کشتند تا ایمان نماند

نشان از معنی قرآن نماند

چه باکی زآن بد اندیشان بدکار

که دست حق بود دین را نگه دار

کجا کارعلی پایان پذیرد

مگر ممکن بود تقوا بمیرد

ببین صبر و جهاد و استقاست

به هر گل قطره خون امامت

علی ای مظهر عدل الهی

پناه بی کسان در بی پناهی

به ایشان تورا ازما گرفتند

زما معنای تقوا را گرفتند

ولی یادت فراموشی ندارد

چراغ عشق خاموشی ندارد

تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : هادی ب | نظرات

  • paper | دفتر | سی پی